تبلیغات
My World - 6

6

چهارشنبه 23 تیر 1395 04:26 ق.ظ

نویسنده : ♡ Rααηα ♡


مرگ من نزدیک است

این بار این سردرد لعنتی آویزِ نام تو نیست

دفتر خاطراتم را سوزاندم 

دیگر هیچ چیز وجود ندارد 

نه اشک برای ریختن

نه گذشته ای برای ترسیدن

نه آرزو برای پرواز

و  نه عشق  برای ادامه زندگی

دنیای من پر از زمزمه سکوت است

 من دختری تهی از احساس 

 معطر ز دردی که نمیدانم چیست !

حال و احوال من اگر تقصیر تو نیست پس 

مقصر کیست ؟

حوصلم این روزا خیلی میسره کلاس زبان ثبت نام کردم
 تا ترم شروع شه نمیدونم چیکار کنم  اصن بیکار تر از من تو دنیا وجود نداره

میخوام کاراته هم ثبت نام کنم کمربند زرد دارم 

درسته من تو عهد شاه ویزویزک میرفتم کلاس کاراته 

کم مونده بود برم کمربند بعدی اما نمیدونم چی شد دیگه نرفتم 

اصن دیگه کمربند زرد رو برداشتن قرمز جایگزینش شده :/

نمیدونم چرا با اینکه بیکارم خستم

خستـــــه 

حال کدنویسی هم ندارم 

میخوام رو رفتار اجتماعیم کار کنم 

خیلی مردم گریز شدم 

البته الان که خیلی بهتر از قبلم قبلا ها انقدر تنها و افسرده و گوشه گیر بودم که ....

دارم رو خودم کار میکنم تو این مدت خیلی عوض شدم 

یه رعنای جدید  :) 

هوووی به چی فکر میکنی 

تغییرات مثـــبت 

از حقیقت نگذریم من واقعا دوران بلوغ سختی داشتم خود واقعیم رو گم کرده بودم

 حتما میپرسی چرا 
:

تشدید احساسات 

بچه بازی 

احمَقــــیَّت ( البته فکر نمیکنم همچین کلمه ای وجود داشته باشه ) 

و ...............................




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 تیر 1395 06:57 ق.ظ



Night Design